نوول فا

» رمان مخصوص موبایل مرد مغرور من

تبلیغات

رمان مخصوص موبایل مرد مغرور من

رمان مخصوص موبایل مرد مغرور من

گیسو با اضطراب رو کرد به من که داشتم چایی میخوردم و گفت:
نمیدونی چه قدر با کلاس و خوشتیپه … من که از رو به رو شدن باهاش ترسیدم … لا مصب چشم های دختر کشی – – داره اون شیوا بی شعور که غش کرد
– برو بابا تو هم داری پیاز داغش را زیاد میکنی …
نه به خدا پارسا خیلی خوشتیپه اما محل سگم به هیچ کدام از دختر ها نمیده …
– خانم ضیایی هم خیلی تعریفش را میکرد تحفه که نیست اینم یکی مثل بقیه …
گمشه با اون اخلاق نچسبش حالا بی خیال این پسره امروز چی کاره ای …
– فعلا که باید یه طرح خوشمل پیدا کنم واسه نقاشی ام استاد دباغی منتظر ام است دیوانه هنوز تحویلش ندادی؟
– میگم طرح پیدا نکردم تو میگی تحویل ندادی …
ای تو روحت خوب میخواهی چی کار کنی؟
– نمیدونم فعلا پاشو بریم یه کارش میکنم
از کافی بیرون امدیم که یکهو یه سوناتا نقره ای کنارمون کشید و بوق زد گیسو چشم هاش شیش تا شد دستش را گرفتم و گفتم: بیا بریم مزاحم است
دیوانه شدی یه نگاه به این ماشین جیگرش بکن میخواهم خودم تورش کنم
– تو نمیترسی یه بلایی سرت بیاره فکر کردی واسه چی دنبالمون هست ما را که واسه چشم ابرومون نمیخواهد
اه یکم باهاش میگردیم و بعدم ولش میکنم
– اره ارواح عمه ات اونم ولت کرد
برو بابا پسر های این دوره زمونه دنبال درد سر نیستن که به زور طرف را بکشن تو ماشین از راهش وارد میشن و مخ طرف را میزنن و از اون جایی که استادت و با دست به خودش اشاره کرد اینا کاره است کار بلده پس جای نگرانی نیست و بهم طمینان کن
– من فقط به پنجه بکس تو کیفم اطمینان میکنم
همان موقعه شیشه های دودی ماشین امد پایین و یه پسر به ظاهرخوشتیپ با یه لبخند مسخره عینک دودی اش را برداشت و گفت: اجازه میدین برسونمتون …
قبل از این که گیسو چیزی بگه با صدای تقریبا بلند گفتم: خواهر مادر نداری بی تربیت مزاحم ما میشی برو پی کارت …
پسره با دهن باز من را نگاه میکرد و گیسو از این طرز حرف زدنم شوکه شده بود بچه سوسول مایه دار فکرده ما از اوناشیم …

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 444 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.