نوول فا

» رمان عاشقونه دل من به وسعت دریاست اگر بگذارند

تبلیغات

رمان عاشقونه دل من به وسعت دریاست اگر بگذارند

رمان عاشقونه دل من به وسعت دریاست

– خانم منصوری، آقای کریمیان اومده.
– بگین بیاد تو.
گوشی رو گذاشتم و دوباره مشغول کارم شدم. صدای در رو شنیدم.
– بفرمایید تو.
اون قدر عصبانی بودم که حتی نگاه نکردمش. متوجه شدم که روی نزدیک ترین صندلی نشست. چند دقیقه گذشت، می دونستم معذب شده اما اهمیت نمی دادم.
– خانم…
سرم رو بالا کردم.
– آقای کریمیان، بذارین از همین الان مشخص کنم در مورد چه چیزی قراره حرف بزنیم.
نگاهم کرد:
– بفرمایید.
– برای من توضیح بدید که چرا اون دستگاه کار نکرد.
– دارم روش کار می کنم.
پوزخند زدم.
– چه جالب! دارید روش کار می کنید. پس بهتون کمک می کنم تا بیشتر روش کار کنید. من امروز دادگاه بودم.
با تعجب نگاهم کرد. ادامه دادم:
– تعجب نداره. از بنده شکایت شده. حق هم دارن! دستگاه تنفسی که از شرکت من بیرون اومده و مهندس بی لیاقتی مثل من نفهمیده که تمام المان های این دستگاه از جنس های درجه هزارم چینی هست، باعث مرگ یک خانم باردار و جنینش شده. خوب کمکتون کردم؟
هنوز انگار تو شوک بود. بیشتر به هم ریختم:
– مگه من خودم از آلمان قطعات درجه یک وارد نمی کنم؟ جنس چینی چه کار می کنه تو شرکت من؟ آقای کریمیان دو نفر مردن و من هیچ مسئولیتی ندارم. شما بودید که اون دستگاه رو طراحی کردید، قطعاتش رو خریدید و خودتون هم تحویل بیمارستان دادید. من این رو به قاضی گفتم و قراره برای دادگاه بعد شما به عنوان متهم ظاهر بشید.
شیر شد یه دفعه.
– شما حق نداشتید…

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 444 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.