نوول فا

» دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

تبلیغات

دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

دانلود رمان موبایل در دستان سرنوشت

– زینت خانم! زینت خانم! چرا این تلفن رو جواب نمی دی؟
– بله آقا، اومدم. دستم توی ظرفا بود، اومدم.
– الو، بفرمایین.
– منزل آقای سروستانی؟
– بله بفرمایین.
– لطفا بفرمایین آقای امیر سروستانی صحبت کند.
– گوشی خدمتتون.
-آقا با شما کار دارن.
– کیه؟
– نمی دونم، معرفی نکرد.
– خیلی خب شما بفرمایین.
– بفرمایید.
– جناب امیر سروستانی؟
– بله، شما؟
– لطفا همراه با شناسنامه تشریف بیارین کلانتری منطقه ی یازده.


– بله؟ واسه چی جناب؟
– اگه اجازه بدین می گم خدمتتون. همسرتون اینجان و اگه می خواین شب اینجا نمونن تا قبل از دوازده تشریف بیارین.
– بله؟ فکر کنم اشتباه گرفتین.
– خیر جناب، درست گرفتیم.
– آقای محترم همسر من فوت کردند. ظاهرا قصد شوخی دارین!
– خیر، شما تشریف بیارین. ما با همسر مرحومتون کاری نداریم. با …
سروان احمدی رو کرد به دختری که با پر رویی سعی داشت گوشی رو از دستش بگیره.
– چکار می کنین خانم؟
– بدین من تا حالیش کنم.
و گوشی را از دست احمدی کشید.
– سلام جناب سروستانی، آناهید اینجاست. باید بیاین اینجا؛ لطفا خیلی زود!
– شما؟ آناهید دیگه کیه؟ انگار حالتون خوش نیست.
– جناب امیر خان سروستانی، اگه یه نگاه به شناسنامتون عنایت بفرمایین می بینین غیر از همسر در گذشتتون اسم یه خانم دیگه هم توی شناسنامتون هست. کافیه یا لازمه بازم توضیح بدم؟

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 444 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.