نوول فا

» دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

تبلیغات

دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

دانلود رمان عاشقانه من و عکس ها

حالا لبخند بزنید !
مهرام – بابا کچلمون کردی ولمون کن دیگه نصفه شبه !
من – اه آقاجون نگاش کن از بس وول میخوره نمیشه عکس بگیرم !
مهرام – بی انصاف چشمام اندازه نخود شده بگیر بریم بخوابیم دو ساعت دیگه با بوق و کرنا میای بالای سرمون که ببریمت مردسه !
با لب و لوچه ای آویزون میگم نمیخوام برو دیگه ازت عکس نمیگیرم !
دوربینم رو میندازم توی گردنم و میرم سمت اتاق با خستگی میگه خوشگل من ناراحت شدی آباجی ؟
جوابش رو نمیدم و در اتاق رو میبندم . صدای آقاجون میاد که دعواش میکنه بند دوربینم رو دور گردنم شل تر میکنم و میرم سمت تخت خوابم . خودم رو ولو میکنم روی تخت . با لمس دوربینم مهرام رو فراموش میکنم و لبخند روی لبم میاد . من مهدیس نیکان بعد از دو سال خرخونی و شب زنده داری بالاخره به آرزوی بچگیم که ادامه تحصیل توی رشته عکاسی بود رسیدم . اونم کجا دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه تهران !
دریچه دوربین رو میبندم و میبوسمش و میگم سحر بخیر همدم بعد از این من !
تازه چشمام گرم شده که یکی روی در اتاق عروسی گرفته و ضرب میزنه . خواب آلود از روی تخت میام پایین و چشم بسته میرم سمت در اتاق . میدونم مهرامه که منتظره بخشش منه !
در اتاق رو که باز میکنه با چشم بسته میگم تو که طاقت قهر منو نداری پس چرا هی منو اذیت میکنی هان ؟
صدای ازش درنمیاد یکی از چشمهام رو باز میکنم میبنم با دهن باز داره به گردنم نگاه میکنه
من – چیه ؟
مهرام – نگو که شب با دوربین خوابیدی ؟
من – خو چیه از این به بعد هر جا من باشم دوربینم هم هست . قل خودمه !
مهرام – مثل اینکه هنوز خوابت میاد . برو صورتت رو یه آب بزن که به خاطر اول مهر خیابونها وحشتناکه سریع برسونمت مردسه !
من – برو میام منم !
مهرام – نری باز بخوابی !
من – باشه !
مهرام – نخیر اینجوری فایده نداره !

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 444 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.