نوول فا

» دانلود رمان ایرانی مرد باش

تبلیغات

دانلود رمان ایرانی مرد باش

دانلود رمان ایرانی مرد باش

صدای اهنگ خوشگلا باید برقصن تا توی ماشینم میومد.
فربد لبخند شیطونی زد : نظرتون چیه ؟!
ارمین نالید : اقا بی خیال ! گندش در میادا .
پوفی کشیدم . برگشتم سمت صندلی عقب : گند چی در بیاد داداشم ؟! من و فربد صد بار اینکار رو کردیم .
احدالناسی خبر دار نشد ؛ بعدشم یه شام مفت نصیبت میشه. چی از این بهتر؟!
مهیار – ارمین لوس نشو دیگه . بخدا اتفاقی نمیفته . من قول میدم .
ارمین – بمیر مهیار . بدبخت اگه پرسیدن شما چیکاره حسنید ؟
شونه امو انداختم بالا و با بی خیالی گفتم :
– میگیم فامیل عروس
ارمین غرید :
– به درک ، میام ! ولی بخدا اگه اتفاق بدی بیفته من می دونم وشماها . چشتونو در میارم !
خندیدم :
-نوکرتم . می دونستم بچه باحالی !
چشم غره ی توپی بهم رفت و در ماشین رو باز کرد . چهار نفری از ماشین پیاده شدیم . دستمو فرو کردم توموهام و اونا رو زدم بالا . میشد گفت برنامه ی همیشگیمون بود . هر چند وقت یه بار وارد تالار های عروسی میشدیم ؛ یه شام مفت هم می زدیم تو رگ !
اگه کسی هم احیانا می پرسید : به جا نمیارمتون !
می گفتیم فامیل عروس یا دامادیم و خلاص .
ارمین از این کارا خوشش نمیومد . بخاطر همین زیاد باهامون نمی اومد.امروزم کاملا اتفاقی شد ، بعد از اینکه کلی بهش التماس کردیم بالاخره تونستیم راضیش کنیم بیاد.
غرغرهاش خفن رو اعصابه . بابا اگه گذاشت خوش باشیم ؟ اه سوسول !
با دیدن میز پر از غذا اب از لب و لوچه ام سرازیر شد . کلا بی خیال ارمین شدم و به فربد اشاره کردم .چشمکی زد . اول رفتیم روی یه صندلی و خیلی شیک نشستیم اهنگ لایت دیگه ای شروع شده بود . چند نفر از مهمونا دو به دو وسط می رقصیدن .ازشون چشم برداشتم . مهیار گفت :
-ارتام !

دانلود در ادامه مطلب

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 444 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.